خاطره ای منحصربفرد از زبان جوان ترین رزمنده دفاع مقدس
ماجرای عمل نکردن بمب و معجزه زنده ماندن سردار شهید الله دادی
پاییز سال 1366 لشکر ما ،همان لشکر همیشه پیروز 41ثارالله سد دز مستقر بود، من توی گردان خط شکن 419 به فرماندهی حاج مهدی طیاری مرد شماره یک کربلای 5 بودم، یک ظهر پاییزی دامنه کوه در حال فراگرفتن آموزشهای تکمیلی قبل از عملیات والفجر 10 بودیم،اصل غافلگیری واختفاء را تمرین میکردیم، یهو سر وکله 5 فروند هواپیمای جنگی دشمن بالای سرمان پیدا شد، 2 تا از هواپیماها ارتفاع کم کرد و بمب خوشه ای و راکت بر سر واحد های مختلف لشکر که در چادرها مستقر بودند ریختند, به محض مشاهده هواپیما ها وتجربه ای که فرمانده داشت دستور داد که زمین گیر شدیم ، 2 تا از هواپیماها پایین تر بمب می ریختند و 3 فروند بالا قرار داشتند… با تدبیر دلاور علیرضا شریف فرمانده گروهان آسیبی به ما نرسید، مدت کوتاهی چند دقیقه گذشت که با آتش شدید واحد توپخانه با دو لول وچهار لول , هواپیماهای دشمن مجبور به فرار و از اردوگاه دور شدند, ما با سرعت به سمت مکانهایی که مورد تهاجم قرار گرفتند، دویدیم ، چند نفر از نیروهای واحد ادوات سبک شهید و زخمی شده بودند ،صحنه ای معجزه آسا را دیدم . داخل یکی از چادرهای واحد ادوات یک بمب خوشه ای چادر را پاره کرده بود و وسط یک جلد قران اصابت کرده بود! الله اکبر, بچه های ادوات تعریف می کردند حاج محمدعلی الله دادی فرمانده واحد ادوات وچند تا از بچه ها توی چادر در حال خواندن نماز بودند، بمبی که داخل چادر به قران خورده بود عمل نکرده بود ! صدمه ای به آنها نرسیده بود و در پناه قران محافظت شدند, هر کس این صحنه را نظاره گر بود با اشک وصلوات مبهوت به هم نگاه می کردیم و فراموش کردیم که دوستان شهید وزخمی شدند! در راه قران شهید شدند. آنان شهید شدند که قران بماند. تمامی بچه های واحدهای مختلف از جمله ادوات وتبلیغات وبهداری و چندین نفر از نیروهای گردانهای رزمی که در آن لحظه شاهد بودند ، چند نفر از این صحنه واقعی عکس گرفتند. لذا از همرزمانم که به خاطر دارم, از جمله فاریابی ( فرمانده فعلی یکی از واحدهای پایگاه شکاری نیروی هوایی ارتش بندرعباس) غلام سالاری، علی پورسالار، فرامرز سلیمانی, محمدی و طیاری برادر کوچکتر سردار حاج مهدی طیاری و علی سالاری از پاسداران و فرماندهان فعلی اطلاعات تیپ یکم لشکر ثارالله و روزخوش که آن زمان نیروی کمیته انقلاب اسلامی بود و سردار روح الله برخوری فرمانده فعلی گردان 419 وآلپلو ( رییس فعلی اداره تامین اجتماعی جیرفت) و … و حدود 300 نفر از سایر نیروهای کرمانی و هرمزگانی و سیستان بلوچستان که حضور داشتند . تقاضا می کنم گواهی دهند و کسی که این عکس دیدنی را در اختیار دارد منتشر کنند. ناگفته نماند روز بعد هم خبر آوردند که راکتها به محل اسکان عشایر لر که پشت کوه محل استقرار ما سکونت داشتند, اصابت کرده بود که حیوانات اهلی ودام مثل گوسفندان را هدف قرار داده بودند. خلبانان ترسو و بی انگیزه مزدوران صدام راکت وبمب را بر سر گوسفندان وآدمهای بی دفاع ریختند.
ناگفته نماندقرار شد به بچه هایی که پشت دولول و چهار لول های پدافند هوایی واحد توپخانه که روی تپه های سد دز قرار داشتند نهار و شام ندهند
ولی تعدادی از رزمندگان مهربانی که جراحت سطحی ترکش بمب داشتند غذا براشون بردند.
قران مسلمانان از سردار شهید الله دادی محافظت کرد که این شهید عزیز زنده بماند و سالها با دشمن قران برای دفاع از قران مبارزه کند.

راوی محمدرضا رفیعی جیرفتی جوان ترین رزمنده دفاع مقدس

 

سردار محمدعلی الله دادی

کوچک ترین رزمنده دفاع مقدس

جوان ترین رزمنده دفاع مقدس محمدرضا رفیعی